تبليغاتX

نیزار - بيا سلاله ي كوثر!

بيا درين سر پيري خراب كن ما را

دوباره ساكن عهد شباب كن ما را

غزال دشت خياليم و تشنه مي گرديم

رها ازين همه وهم و سراب كن ما را

تهي ز نشئه ي جانيم و جرعه مي خواهيم

به نفخه اي ز دم خود شراب كن ما را

لب اراده خموش است و تشنه ي نظريم

به يك اشاره ي ابرو مجاب كن ما را

نگاه اهل نظر زير و رو كند جان را

دوباره زنده به اين انقلاب كن ما را

خيال لطف نگاهت امان ربود از صبر

عنايتي كن و پر شور و تاب كن ما را

نحیف و خام و خمار و نپخته ایم ای مهر!

به سوز شعله ی  چشمت کباب کن ما را

ز تیغ رهزن احساس در امان کس نیست

به تیر غمزه رها ز اضطراب کن ما را

در امتداد و شعاع نگاهت اي خورشيد

چو ذره همسفر آفتاب كن ما را

اگر چه باغ جاي گل  و بلبل و غزل است

نه گل نه سبزه كه خاري حساب كن ما را

امیر عرصه ي سيمرغ ! ما مگس باليم

سوار بر پر و بال عقاب كن ما را

كجايي اي كه لبت راز حل مشكل هاست

رها ازين سخن بي جواب كن ما را

بيا سلاله ي كوثر! شكوه عطر بهشت!

به بوي نرگس چشمت خراب كن ما را

نوشته شده توسط مسعود در یکشنبه 1387/12/18 ساعت 20:55 | لینک ثابت |
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
< example: قالب و كدهاي جاوا >