ای شغالان کثیف! از این حرم بیرون شوید
تیز چنگالان خونین پوزه ی پست پلید
این حرم بستان قدس و باغ یاس و سنبل است
آشیان مرغ عشق و نغمه های بلبل است
پایگاه جنگ ابراهیم و قوم بتگر است
زادگاه شیر یزدان، دست رحمن، حیدر است
مرکز اعلام توحید است و جای کفر نیست
نقطه ی ایجاد وحدت، مهد مهر و همدلیست
جای اعلام برائت از همه فرعون هاست
سرزمین خشم بر کفار و فریاد خداست
بیلیاقتهای نا اهل لئیم زشت خو!
از شهامت بی نصیب، از معرفت نابرده بو!
این چه اسلام و چه دین و مسلک و راه است این؟
این ره کفر است یا در راه حق چاه است این؟
غاصبان حق ابراهیم های بت شکن!
اجنبی با مسلمین و با یهودان هم سخن!
دست در دستان خونین یهود صهیونیست
معنی این کار جز همسنگری با کفر چیست؟
روسیاهان! شرمتان باد این طریق کافریست
نابکاران! زشت رویان! این چه رسم زندگیست؟
پاره ای از پیکر دین در فلسطین سوختهست
در میان آتشی کانرا یهود افروختهاست
قلب هر آزاده لبریز است ازین اندوه و درد
شرم دارد از تماشای شماها، هر چه مرد
دیگران درحال رجم آن شیاطیناند؛ هان!
ای شما در خدعه و نیرنگ همچون روبهان!
ننگتان باد از سکوتی اینچنین مرگآفرین
از چنین هم کاسگی با اشقیا و کافرین
از عمل تا ادعا در کارتان فرسنگهاست
سگ در آغوش شما ، در دست دنیا سنگهاست
از شما نا اهل سردمدارهای نابکار
دین حق شد استخوان اندر گلو، در دیده خار
بشنوید از ملت بیدار دنیا این سرود!
بر شهامت های "الزیدی" و "اردوغان" درود
